تبليغاتX
خاتمی شناسی!

نگاهی به نظریه خاتمی درباره فساد در دولت او و احمدی نژاد



عکس عزاداری های میدان محسنی در زمان خاتمیسالهای اول اصلاحات بود که وارد دانشگاه شدم. وقتی از دیده های خود با برخی از اقوام که به تازگی از همان دانشکده فارغ التحصیل شده بودند سخن به میان می آوردم ، برایشان باور پذیر نبود.

 به فاصله اندکی وارد عرصه روزنامه نگاری نیز گردیدم؛ گهگاه صحنه های بی بدیلی از فساد اخلاقی در جامعه دیده می شد که چند روزنامه منتقد خاتمی چند بار به انعکاس آن پرداختند. عکسهایی از مراسم استقبال از خاتمی در بازگشت از نیویورک، عزاداری شب عاشورا در میدان محسنی و ...
بارها از زبان خاتمی می شنیدم که این رفتار ها را توطئه علیه دولتش می خواند و آنرا بزرگنمایی شده در رسانه های منتقد معرفی می نمود.

در طی این چند سال بارها با خود می گفتم شاید او از حقیقت جاری در جامعه بی خبر است و بر اساس تعالیم اسلامی اصل را بر صحت سخنش درباره بی اطلاعی از این اوضاع می گذاشتم، و البته آنرا حمل بر بی کفایتیش می نمودم که در مقام رییس جمهوری از اوضاع کشور بی خبر است.

چند سالی گذشت تا  در خرداد 1380 در گرماگرم تبلیغات هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به مناسبت تهیه گزارش از روند تبلیغات خاتمی شاهد صحنه هایی بودم که تمام این حمل به صحتهایم را خط بطلان کشید. ستاد رای اولیهای خاتمی در ورزشگاه های شهید شیرودی، شهيد افراسيابي، شهدای هفتم تیر و ... در حضور او چندین برنامه موسیقی زنده اجرا گردید که در خلال آن حرکات موزون بسیار اجرا گردید و چه روسری ها که نیافتاد و چه دستهایی که در دست یکدیگر نبود و ... اقدامی که او شاهدش بود و سکوت کرد. اقدامی که نه تنها در مقام رییس جمهور که در مقام یک روحانی نیز از او انتظار نمی رفت.
وقتی شنیدم خاتمی در موسسه باران گفته است: بر اساس پژوهش های انجام شده ، در دوران اصلاحات فساد و ولنگاری در جامعه کمتر شد و علی رغم آنکه شاید تظاهر به اسلامگرایی در میان جوانان خیلی پر‌رنگ نبود ، اما اصل ایمان، سلامت نفسانی و دوری از فساد اخلاقی و ولنگاری کاملا قابل ملاحظه است. و پرسیده پرسش جدی این است که آیا امروز علی رغم شعارها ، فساد در جامعه بیشتر شده‌است یا کمتر؟ به این فکر کردم که او آیا حتی به اعتبار خود میان هوادارانش نیز نمی اندیشد؟ بی سبب نبود که حامیانش در این اواخر نامهای نا بهنجاری بر او نهاده بودند.
شاید منظور او رویکرد انقلابی مردم در 4 تیرماه 1384 است که به کسی رای دادند که شعارهای مذهبی و انقلابی می داد.

 این پرسش خاتمی که پاسخش روشن تر از آن است که بخواهد مورد بحث قرار گیرد مرا به یاد سخنان یکی از نزدیکان شاه انداخت که گفته بود جوانانی که ما تربیت کردیم در جبهه ها جنگیدند و شهید شدند و جوانان انقلاب به فساد افتاده اند!

سپهرنيوز

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 22:40 |

اصلاح طلبان و مساله خاتمی ( یادداشت)

 

براي يك گروه سياسي كه در آستانه مبارزه اي نفس گير قرار دارد و شارژ روحي مهم ترين نياز آن است، هيچ چيز بدتر از اين نيست كه جايي وسط راه بفهمد آنچه آن را مهم ترين نقطه قوت خود مي پنداشته، از قضا بزرگترين نقطه ضعف آن است. اصلاح طلبان ايراني چند روزي است ياد نسب دوم خردادي خود كرده اند و از شگفتي سخن مي گويند كه در صورت پذيرش كانديداتوري انتخابات مجلس از جانب سيدمحمد خاتمي، در آن انتخابات آفريده خواهد شد. اگرچه برخي منابع ديروز خبر دادند كه دواندن نام آقاي خاتمي در (ميانه) مباحثات مربوط به انتخابات مجلس طراحي اتاق به اصطلاح جنگ رواني اصلاح طلبان است تا هواداران خسته و نا اميد خود را جان و روحيه اي ببخشند، اما حقيقت اين است كه دروغ يا راست بودن اين سر و صداها چندان اهميتي ندارد؛ مهم اين است كه تأمل كنيم كدام تحليل است كه برمبناي آن بعضي اصلاح طلبان تصور كرده اند آويختن از خاتمي گره افتاده بر كار فرو بسته آنها در حافظه و خاطره جامعه ايراني را خواهد گشود.


موج مطرح كردن سيدمحمد خاتمي به روش هاي گوناگون البته جديد نيست. از اين حيث، دوستان آن طرف آب آقايان اصلاح طلب بر آنها فضل تقدم دارند. هنوز چند ماهي از انتخابات سوم تير و نه قاطع مردم به بزرگترين ائتلاف تاريخ اصلاح طلبان نگذشته بود كه اروپا و آمريكا آغوش خود را به روي رئيس جمهور سابق گشودند و مكرراً به بهانه هاي مختلف او را ميزباني كردند. پيام اين كار هم البته واضح بود، همانطور كه خودشان گفته اند مي خواستند به مردم ايران نشان بدهند اساساً چطور رئيس جمهوري را مي پسندند و چرا از نتيجه انتخاب آنها در سوم تير سخت ناخشنودند.


در هر حال اين موج خيلي زود در داخل هم بازسازي شد. اصلاح طلبان كه دريافته بودند تنها راه اينكه بتوانند اساساً با اصولگرايان در انتخابات مجلس وارد رقابت شوند اين است كه ائتلافي نيم بند ميان آنها شكل گرفته باشد، به دنبال محوري مي گشتند كه اين ائتلاف را حول او سازمان بدهند. به نظر مي رسيد خاتمي حداقلي از وجاهت را ميان همه گروه هاي اصلاح طلب دارد و مي تواند ايفاي چنين نقشي را برعهده بگيرد. انتخابات شوراها و نقش آفريني پس پرده خاتمي كه منجر به ورود 5 نفر از اصلاح طلبان به شوراي شهر 15 نفره تهران شد هم كمك كرد تا اين ديدگاه قوت بيشتري پيدا كند. حالا ظاهراً اصلاح طلبان مي خواهند با اكسير سيدمحمد خاتمي، مس انتخابات مجلس را زر كنند. اين هم فرصتي است تا كمي در قوت تدبيرگري اصلاح طلبان انديشه كنيم.


خاتمي اگرچه ممكن است در اين وانفساي بي سرو صاحبي اضطراراً بتواند نقشي موثرتر از ديگران در جبهه اصلاحات ايفا كند، اما قدرمطلق تاثير او هرگز از مقدار معيني فراتر نخواهد رفت. به تعبير ديگر، اصلاح طلبان- به دلايلي كه خواهيم گفت- دربرآورد محبوبيت خاتمي چه در ميان مردم و چه حتي در خود جبهه اصلاحات اندكي بيش از حد مجاز خطا كرده اند. قصه اگر چه خيلي جدي نيست( مرتضي حاجي ديروز كانديداتوري خاتمي را رسماً تكذيب كرد) اما از همين حالا معارضاني جدي در مقابل يك ائتلاف خاتمي محور ظهور كرده اند. اولين گروه از معارضان آنهايي هستند كه خود را هم وزن خاتمي و بلكه بالاتر از او مي دانند و ادعا مي كنند در اصل آنها بودند كه خاتمي را خاتمي كرده اند. اينها همانها هستند كه زماني گفتند شخصاً خاتمي را از پشت ميز كتابخانه ملي تا ساختمان پاستور كشانده اند و مدتي بعد كه ديدند خاتمي حاضر نيست جايگاه رياست جمهوري را تبديل به ستاد فرماندهي اپوزيسيون كند، ساده و صريح اعلام كردند خاتمي اصلاً سياستمدار نيست و بايد از او عبور كرد. همين عده- كه نشانشان پنهان نيست- اين اواخر و پس از ماجراي مصافحه آقاي رئيس جمهور سابق با زنان اجنبيه و تكذيب متعاقب آن، به خاتمي يادآوري كردند صداقت و راستگويي شرط در انداختن طرح نو است و اين تكذيب هم اقدامي رذيلانه است. (وبلاگ «آينده» را ببينيد.) گروه دوم معارضان خاتمي درون جبهه اصلاحات كساني هستند كه معتقدند بايد از اينكه «كابينه» آقاي خاتمي به مرتبه تصميم گيرندگان اول و آخر جبهه اصلاحات ارتقا يابد، جلوگيري كرد. اين عده كه خود را معتدل و اعوان خاتمي را تندرو مي دانند در چند ماه گذشته بارها هشدار داده اند تا جبهه اصلاحات خود را از چاه ويل راديكاليسم كور مشاركت و مجاهدين بيرون نكشد، عاقبت به خير نخواهد شد، سهل است، دور نيست كه تتمه آبروي خود را هم كه مرهون شيخوخيت چند ريش سفيد است پاك از دست بدهد. اصلاح طلبان معتدل اكنون حيثيت سياسي خود را قرباني هوس بازي كساني مي بينند كه درباره توانايي و امكانات خود دچار توهم بودند 8 سال پي در پي به نام مردم بحران آفريدند تا اينكه بالاخره در حالي كه شوراي نگهبان تحت فشار صلاحيت آنها را تاييد كرده بود، مردم خود پاي صندوق به عدم كفايت آنها راي دادند.


به اين ترتيب به سادگي مي توان فهميد كه بخش هاي مهمي از جبهه اصلاحات هر كدام به دلايل خاص خود، حاضر به تجمع زير بيرق خاتمي نيستند. از آن سو، خاتمي خود هم با بخشي از آنها كه لاجرم پاي ثابت هر ائتلافي در جبهه اصلاحات خواهند بود، ميانه چندان خوبي ندارد. به ياد بياوريد، در بين اصلاح طلبان خاتمي جزو اولين كساني بود كه از اردوگاه اصلاحات صداي دشمن را شنيد در همان حال كه مثلاً وزير فرهنگ كابينه اش اعتقاد داشت اثري از دشمن در آن دور و برها نيست. خاتمي البته درست فهميده بود، بيش از 80 درصد كساني كه او رايحه دشمني از كردارشان استشمام كرد اكنون تحت حمايت بنيادهاي وابسته به سرويس هاي غربي در خارج از ايران به «مبارزه براي دموكراسي»(؟!) مشغولند و آن 20درصد باقي مانده در ايران هم فعلاً به لطف كرم و نجابت نظام جمهوري اسلامي، آشكارا در حال توطئه اند تا كي نوبت مسافرتشان به پاريس و آمستردام و پراگ برسد. رئيس جمهور دولت اصلاحات حالا حتي ابايي ندارد از اينكه بگويد مخالف برخورد با اين جماعت نبوده است: «مگر ما مي گفتيم اگر يك روزنامه، جناح و جريان سياسي حرفي را بزند كه امنيت ملي را از بين ببرد، با آن برخورد نشود؟ ما مي گفتيم از روي ضابطه، با وكيل و هيئت منصفه و با طي روال باشد». نزاع خاتمي با افراطيون البته تا آستانه انتخابات رياست جمهوري نهم ادامه يافت. مدتي قبل رسانه هاي اصلاح طلب نوشتند خاتمي حتي با كانديداتوري معين در انتخابات 27 خرداد 76 موافق نبوده و در آوردن اداي اپوزيسيون پيش چشم مردم را راي آور نمي دانسته است.


علاوه بر اين موارد كه همه جزو تاريخ است، همين امروز هم قرائني هست كه خاتمي پيش بيني هاي تخيلي بعضي اصلاح طلبان دراين باره را كه پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات مجلس رد خور ندارد، چندان معقول نمي داند و معتقد است از همين حالا هم مي توان فهميد كه اصلاح طلبان شانس چنداني ندارند الا اينكه دور هم جمع شوند تا آن وقت شايد امكان رقابت - نه لزوماً پيروزي- پيدا كنند. پايگاه اينترنتي بي بي سي فارسي از قول خاتمي و در استدلال بر ضرورت شكل گيري ائتلاف در ميان اصلاح طلبان نوشته است: «آدم هاي معقول اصلاح طلب اگر در زير يك چتر درآيند، مطمئن باشيد نتيجه انتخابات متفاوت از آن چيزي خواهد بود كه دوستان الان پيش بيني مي كنند» و اين يعني پيش بيني ها فعلاً از فاجعه خبر مي دهد.


خلاصه كنيم، خاتمي اگرچه رهبر اصلاح طلبان نيست و آنها هم او را به رهبري قبول ندارند اما نماد دوراني است كه به زحمت بتوان از آن دفاع كرد همچنان كه او خود نيز انگيزه چنداني براي اين كار از خود نشان نمي دهد. براي اصلاح طلبان خاتمي همان قدر كه الان محور ائتلاف به نظر مي رسد، بالقوه مي تواند محور اختلاف باشد. بر تكيه گاهي چنين نامطمئن تكيه كردن فقط از يك عقل اصلاح طلب برمي آيد و بس.

منبع:http://www.rajanews.com/News/?17759

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 13:25 |

آقاي خاتمي! اگر به شما مي گفتند عضو گروه فشار چه بر سرشان مي آمد؟


مردادماه 1379 بود که روزنامه هاي اصولگرايان با استناد به نظرسنجي هاي رسمي وزارتخانه هاي کشور، ارشاد و اطلاعات مطالبه اول 70 تا 90 درصد از مردم را رسيدگي به مشکلات اقتصادي نظير گراني، بيکاري، مسکن و ... اعلام نمودند و نوشتند آن بحراني که رييس جمهور مورد اشاره قرار مي دهد مواجهه با مطبوعات متخلف نيست، عملکرد اقتصادي دولت است.

اين انتقاد که برخواسته از پژوهشهاي خود اصلاح طلبان و نه رقباي دولت بود مذاق آنها را آنچنان تلخ آمد که عباس عبدي ايدئولوگ آنروز اصلاح طلبان جناح منتقد دولت را به بسيج کردن "قابلمه بدستها"! متهم کرد.

اين اتهام عبدي پروژه تخريب شديد منتقدان را در مطبوعات و برخي محافل دانشجويي و ... کليد زد تا آنجا که عده اي از مردم را باور آمد که به راستي اصولگرايان با تشکيل صف عده اي قابلمه بدست سعي در براندازي دولت داشته اند.

اين تنها يکي از مصاديق آن بحران هاي ادعايي بود که خاتمي مي گفت هر 9 روز با يکي از آنها روبرو بوده است.

بد نيست اشاره اي به چند مورد  ديگر از بحران ها نيز بنمايم؛ در اولين سخنراني جناب آقاي خاتمي در دانشگاه تهران به عنوان رييس جمهوري اسلامي ايران، در سالروز شهادت سيدالساجدين عليه‌السلام، ‌ به مجرد اينكه خاتمي يکي از کلمه هاي «دمكراسي» ، «جامعه‌ي مدني» و «جوان» را بر زبان مي راند، با كف و سوت و فرياد  ‌«خاتمي دوستت داريم» مواجه مي گرديد که اين امر حدود حدود دويست (200) بار تكرار شد؛ در چنين شرايطي برخي از رسانه هاي اصولگرايان از اين رفتار انتقاد نمودند و سکوت وي را در کسوت يک روحاني در برابر اين اعمال نکوهش کردند. اما اين نهي از منکر به مخالف با دمكراسي ، جامعه‌ي مدني و جوان تعبير شد و گويندگان آن خشونت طلب خوانده شدند و اين اقدام آنان بحران آفريني عليه دولت تلقي گرديد.

همچنين وقتي از حذف بيش از سه هزار عنصر متدين، لايق و مجرب از گردونه‌ي اجراي كشور، به جرم طرفدار خاتمي نبودن با ذکر نام آنها گله شد و از اينکه دامنه اين تغييرات حتي دامن مستخدم يک مدرسه را نيز گرفت انتقاد گرديد، باز هم اين سخن بحرانی تلقی گردید پیش روی دولت!

سيصد دقيقه از وقت گرانبهاي 70 ميليون نفر ايراني را آن هم در جلسه‌ي رسمي هيات دولت، مصروف شهردار سابق تهران، ساختند و  در وزارت كشور، ستاد حمايت از كرباسچي تاسيس نمودند و ... و با نامه نگاری ها و واسطه تراشی ها مانع از اجرای عدالت درباره او شدند و رسیدگی به تخلفات وی که در دادگاه مسجل گردید را بحران علیه دولت معرفی کردند.

با ترور كذايي آقاي سعيد حجاريان توسط برخي عناصر دوم خردادي، انگشتها را به سوی شخصیتهایی همچون آیت الله مصباح یزدی نشانه رفتند، كه با شناسايي ضاربين و دستگيريشان، آنهم به دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که او را شریک در این ماجرا معرفی می نمودند،در پروژه خود ناكام ماندند، بازيهاي پشت پرده‌ي اين جماعت بر پرده افتاد اما همچنان در کمال وقاحت کیهان و رسالت را به جرم انتقاد از مغز اصلاحات! عامل این ترور معرفی می نمودند و ترور او را بحرانی برای شکست دولت اصلاحات!
حال سید محمد خاتمی در یک دیدار رسمی از «محمود احمدی‌نژاد» به خاطر بیان این سخن که « به محض اینکه سالهای قبلی،کسی از دولت انتقاد می کرد متهم به کودتا می شد!» به شدت انتقاد کرده است و گفته است: یک مورد پیدا کنید که دولت و مجلس قبلی مدعی شده باشد که کسی علیه آنان حرف زده باشد و آنها برخورد کرده باشند؛ اینها حرفهایی است که مردم هم می دانند درست نیست!

جالب تر آنکه «سید محمد خاتمی» این سخن را در دیدار با جمعی ازاعضای شورای مرکزی حزب همبستگی، گفته است. اینکه می گوییم جمعی از آن جهت است که يك عضو شوراي‌عالي حزب همبستگي از عدم حضور تعداد زيادي از اعضاي شوراي عالی اين حزب در ديدار با سيد محمد خاتمي خبر داد.
او با محکوم کردن رییس جمهور به تکرار سخنان «گروه فشار»! مدعی شد در آن زمان هر کس هر انتقادی می خواست می نمود و  کسی هم کاری به آنها نداشت.

او در ادامه گفت: مگر ما می‌گفتیم اگر یک روزنامه، جناح و جریان سیاسی حرفی را بزند که امنیت ملی را از بین ببرد ، با آن برخورد نشود؟ ما می‌گفتیم طبق قانون اساسی و ضابطه اتهام ابلاغ شود؛ او بتواند وکیل بگیرد ، در دادگاه صالحه بررسی شود، هیات منصفه حضور داشته باشد و روی روال معمولی بررسی شود.  خاتمی در حالی این سخن را به زبان می راند که دادگاه هیچ روزنامه ای خارج از روال، بی وکیل مدافع و یا بدون حضور هیات منصفه تشکیل نمی گشت.

او در حالی این سخنان را بر زبان راند که حتی بعد از قدرت نیز تحمل انتقاد را نداشت و بالاترین مقام اجرایی کشور را به خاطر انتقادش به همسویی با گروههای فشار متهم نمود. آیا برای بررسی صحت ادعای خاتمی توضیح بیشتری نیز لازم است؟

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 19:4 |

واکنش انبارلويي به اظهارات محمد خاتمي
برنامه چهارم، منشأ اغلب مشکلات اقتصادي کشور است

 

 

در حالیکه محمد خاتمی در جمع روزنامه نگاران روزنامه سرمایه، ادعا کرده بود برنامه چهارم کارشناسی ترین، علمی ترین و کارآمدترین برنامه، پس از انقلاب است، یک کارشناس مسائل اقتصادی گفت: برنامه چهارم، سرمنشأ اغلب از مشکلات اقتصادی کشور از جمله تورم است.

 

کاظم انبارلویی در گفتگو با رجانیوز، ماده 3 مربوط به بهره مالکانه را بزرگترین نقطه منفی برنامه چهارم دانست و تصریح کرد: تیر خلاص به ملی شدن صنعت نفت که حاصل 50 سال مبارزه ملت ایران بود، در برنامه چهارم زده شد چرا که براساس ماده سوم این برنامه، تنها نیمی از درآمد  نفت به ملت تعلق می گرفت و نیمی دیگر از آن به حساب "شرکت ملی نفت" واریز می شد!

 

وی در ادامه افزود: برنامه چهارم، علاوه بر اینکه علمی ترین کارشناس ترین و کارآمدترین برنامه بعد از انقلاب نبوده است، سرمنشأ اغلب از مشکلات اقتصادی کشور از جمله تورم است.

 

سردبیر روزنامه رسالت خاطر نشان ساخت: دولت اصلاحات با وجود آنکه هزینه تولید هر بشکه نفت تنها یک دلار بود، پاداش 50 دلاری برای استخراج نفت از مخازن عظیم ملی کشورمان در برنامه چهارم پیش بینی کرده بودند که خوشبختانه با ایستادگی مجلس هفتم این امر صورت نگرفت.

 

این کارشناس مسائل اقتصادی به جدول شماره 8 تابع ماده 3 مربوط به بهره مالکانه اشاره و در ادامه اظهار داشت: در این جدول که با غفلت نمایندگان مجلس هفتم به تصویب رسید، سالانه حداکثر 14 الی 16 میلیارد دلار درآمد نفتی به خزانه واریز و مابقی به صندوق ذخیره ارزی می رود.

 

وی افزود: یعنی اگر درآمد سالانه ما از نفت 100 میلیارد دلار هم باشد باشد تنها نزدیک به 15 میلیارد دلار آن سر سفره مردم قرار داده می شود.

 

انبارلویی با اشاره به اوضاع اقتصادی کشور و وجود تورم علیرغم منابع عظیم نفتی، معدنی، جنگلی و آبی، تصریح کرد: طبیعی است که پاسخ اینگونه سئوالات باید توسط اقتصاددان هایی داده شود که طراحی تئوری اقتصادی کشور را برعهده دارند چرا که آنها از عهده این طراحی مهم برنیامده و اوضاع اقتصادی کشور را نابسامان کرده اند.

 

وی متولی طراحی تئوری اقتصادی کشور را بدنه کارشناسی دولتها دانست و توضیح داد: رؤسای دولتها تغییر می کنند ولی این بدنه اصلی دولتها هستند که با طراحی تئوری اقتصادی در چند سال اخیر گرانی، تورم و اوضاع آشفته اقتصادی و اغتشاش در قیمتها را پدید آورده اند و قطعاً باید بازخواست شوند چرا که اگر آنها درست عمل می کردند بدون تردید اوضاع کشور به سامان بود.

 

این کارشناس مسائل اقتصادی به توجه دولت به مقوله تورم و گرانی در 2 سال اخیر اشاره کرد و گفت: البته دولت در سال گذشته و جاری متوجه این موضوع شده است و قصد دارد بودجه سال آینده کشور را براساس استانداردهای علمی و حرفه ای بنویسد.

 

سردبیر روزنامه رسالت ازتصمیم رئیس جمهور درباره نوشته شدن بودجه سال آینده براساس ماه واحده وحذف تبصره های زائد خبر داد و اظهار داشت: تبصره بودجه که در تمام سالها به بودجه ها اضافه می شد، کاملاً غیرقانونی بود چرا که تبصره ها بودجه نیستند بلکه خود قوانین جداگانه اند.

 

کاظم انبارلویی با بیان اینکه تبصره بودجه یعنی پیش بینی درآمدها و برآورد هزینه ها، افزود: وظیفه دولتها، بنابر این تعریف، پیش بینی درآمدها و هزینه هاست و مجلس هم وظیفه بحث بر سر اعداد و ارقامی را دارد که از طرف دولت به آن داده می شود، تا بفهمد چقدر واقعی، واهی و تحقق پذیر است.

 

وی با ابراز تأسف از عملکرد مجلس گفت: متأسفانه مجلس در سالهای گذشته هیچ گونه بحثی در مورد اعداد و ارقام نداشته و تمام بحثها پیرامون تبصره ها بوده چراکه ماهیت برنامه ای داشته است تا ماهیت بودجه ای.

 

انبارلویی افزود: دلیل عمده عدم موفقیت دولت و مجلس در بررسی تفریغ بودجه، خلط لایحه بودجه با تبصره هاست و به همین دلیل است که تمام بودجه های پس از انقلاب، همگی با کسری بودجه بسته شده اند.

 

وی در پایان کسری بودجه را منشأ همه گرانیها خواند و گفت: مجلس و دولت باید با توجه به استانداردها در جهت تحقق اهداف چشم انداز 20 ساله، مهار تورم و حفظ ارزش پول ملی گام بردارند.

 

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت 21:54 |